سفارش تبلیغ
صبا
 

با همین چند بیت بمیریم
فایل صوتی با نوای دلنشین حاج قربان
دانلود کنید

مادرم داره می میره         دیگه از زندگی سیره

مادرم که نوجوونه            پس چرا قدش کمونه

مادرم حالش خرابه               دیدن مریض ثوابه

مادرم که مهربونه               به خدا هنوز جوونه

ولی قامتش کمونه       چی می شه زنده بمونه

مادرم که بی گناهه       چی شده تنش سیاهه

بس که خون رفته ز جسمش

دیگه کم نور شده چشمش

مادرم داره می میره یکی یه کاری بکنه


نوشته شده توسط : خادم الحسین در تاریخ سه شنبه 86 خرداد 8 ساعت 6:21 عصر

نظرات دیگران [ نظر]



زینب (س) سومین فرزند مهد ولایت است که در سال پنجم یا ششم هجری ( 2 یا 3 سال پس از ولادت امام حسین (ع) ) در مدینه چشم به جهان گشود. هنگام ولادت او رسول خدا (ص) در سفر بودند. از این‌رو حضرت فاطمه (س)، رو به حضرت علی (ع) کرده و از ایشان خواستند تا نامی برای فرزندشان انتخاب کنند. اما ایشان در پاسخ فرمودند: « من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر می‌کنیم تا ایشان از سفر بازگردند.»
هنگامی‌که پیامبر (ص) از سفر بازگشته و خبر ولادت فرزند حضرت زهرا (س) را از حضرت علی (ع) شنیدند، فرمودند: « فرزندان فاطمه (س)، فرزندان منند ولی خداوند درباره آنان تصمیم می گیرد.» در همین هنگام جبرئیل نازل شد و پیام آ‌ورد که خداوند می‌فرماید: « نام این دختر را زینب بگذارید که این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام.» آن‌گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید و گفت: « توصیه می‌کنم که همه، این دختر را احترام کنند، که مانند خدیجه کبری است. » یعنی همان‌طور که فداکاری‌های خدیجه در پیشبرد اهداف پیامبر و اسلام بسیار ثمربخش بود، ایثار، صبر و استقامت زینب در راه خدا نیز در بقا و جاودانگی اسلام از اهمّیّت ویژه‌ای برخوردار است.
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید (واقعه هنگام ولادت حضرت زینب علیهاالسلام)

نوشته شده توسط : خادم الحسین در تاریخ چهارشنبه 86 خرداد 2 ساعت 10:56 صبح

نظرات دیگران [ نظر]


   1   2   3   4   5      >

لیست یادداشتهای وبلاگ

گروه جهاد مجازی همرزم می پذیرد
[عناوین آرشیوشده]